{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P24

لیوان قهوش رو برداشتم و گفتم : از همین امشب اینجا میمونم
جین : ا/ت (باداد)
به سمتم پا تند و دو طرف شونه هامو محکم گرفت که لیوان قهوه از دستم افتاد و روی پای جین ریخت .
جین : بهت گفتم برگرد .... میدم لی هون بزور ببرتت
ا/ت : جین پات داره میسو.....
جین : مهم نیست .....
دوست داری اینجا بمیری .... اره ؟؟ (باداد)
با صدای گرفته ای گفتم : دوست داری از اینجا برم و همتون اینجا بمیرید .... اره ؟؟
جین : این انتخاب خودمون بوده .... تو که میدونی پایانش چیه چرا میخوای از الان انتخابش کنی ؟؟
به قیافه بغض کردم نگاهی انداخت و شونه هامو ول کرد و گفت : تو چرا هنوزم بچه ای ؟؟
نمیدونست دیگه چی میتونه بگه فقط چند ثانیه ای چشماشو از روی عصبانیت بست و خورده شیشه هارو با پاش هل داد اون طرف
جین : لی هون (باداد)
با فریاد جین در باز شد و لی هون اومد تو و با ناباوری به اطراف نگاهی انداخت و متعجب گفت : چیکار کردین ؟؟
جین : همین الان ا/ت رو برگردون
سریع گفتم : نه من نمیرم
جین : ا/ت (باداد)
لی هون : داد نزن جین الان رئیس بیدار میشه
جین از بازوم گرفت و بلند کرد و به سمت در برد .
ا/ت : جین دستمو ول کن ..... نمیرم
جین : ا/ت ساکت شو .... فقط برگرد (باداد)
درحالی که بازوم رو از دستش بیرون میکشیدم خواستم اعتراض کنم که اون یکی بازوم توسط لی هون کشیده شد و بعدم صدای دادش که توی گوشم پیچید .
لی هون : جین کافیه دیگه .... فکر میکنی اگه برگرده بیرون زندگی بهتری در انتظارشه ؟؟ حداقل اینجا میبینیم چه اتفاقی داره برای هممون میوفته .
دیدگاه ها (۱۰)

P25

P26

P23

خدافظ یونتان 🐶💔

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۱0

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۹

P5 عروس فراری ریندو بلند میشه که حاضر بشه ا/ت هم رو تخت میشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط